دسته بندي : خبرها
نشست رسانهای سریال «در مسیر زاینده رود» که در ماه مبارک رمضان از شبکه اول روی آنتن رفت، ظهر دوشنبه در طبقه دوم تالار وحدت برگزار شد.
در این نشست که با حضور حسن فتحی؛ کارگردان، مهرداد ضیایی بازیگر و مشاورلهجه و احسان خواجه امیری؛ آهنگساز و خواننده این سریال همراه بود، ضیایی درباره انتخاب بازیگران بومی گفت: در سفر دومی که به اصفهان داشتیم بسیاری از بازیگران جوان و مستعد اصفهانی را دیدیم، اما محدودیت زمانی باعث نپذیرفتن این ریسک شد که سنگینی بار نقشهای اصلی را بر دوش بازیگران بی تجربه بگذاریم.
وی افزود: البته تعدادی از بازیگران صاحب سبک اصفهانی نیز مد نظر ما برای استفاده در این کار بودند که عده بسیاری از آنها درگیر سریال «اوسنه پادشاهی» امرالله احمدجو بودند و امکان حضور آنها در سریال ما میسر نبود.
ضیایی با اشاره به لهجه این سریال بیان داشت: اگر نقصانی در این زمینه وجود داشت، متوجه من است. گرچه من همان زمان به همشهریان اصفهانی خود گفتم اگر شما زمانی توانستید کاملا بدون لهجه حرف بزنید بازیگران تهرانی نیز موفق میشوند بدون اشتباه اصفهانی حرف بزنند.
احسان خواجه امیری نیز طی سخنانی درباره سرایت شتاب زدگی تولید مجموعه به ساخت موسیقی گفت: دفعاتی بود که غروب سریال را به دست من میرساندند و من تنها چند ساعت تا پخش وقت داشتم که آهنگسازی کار را انجام دهم و حتی یک بار ساخت ترانه کلیپ 2 دقیقهای در کار را نیز در همین مدت زمان انجام دادم.
وی افزود: اگر زمان بیشتری -حداقل 3، 4 روز- در اختیار داشتم کار بهتری ارائه میشد. مهم ترین دلیل حضور من در این کار آقای فتحی بود و من ترانه «در مسیر زاینده رود» را نیز به خاطر قدردانی از حسن فتحی در آلبومم قرار دادم.
خواجه امیری همچنین با اشاره به کنسرتی که در اصفهان خواهد داشت، نسبت به موفقیت این کنسرت اظهار امیدواری کرد.
علت قرار دادن ترانه سریال در مسیر زاینده رود در البوم
وي در پاسخ به پرسش ديگر ايسنا درباره گنجاندن ترانه «خلاصم كن» در آلبوم جديدش، گفت: از آنجا كه سر «ميوه ممنوعه» فرصت نداشتم از عفيفه و فتحي قدرداني كنم، ميخواستم اين ترانه را در آلبوم جديدم بگذارم و حتي ميخواستم آلبوم جديدم را به آقاي فتحي تقديم كنم.
ساخت موسيقي دو ساعت مانده به پخش
حسن فتحي نيز درباره همكاري با احسان خواجه اميري گفت: آقاي خواجه اميري خودشان را سانسور كردند. بعضي اوقات دو ساعت مانده به پخش، سريال را به خواجه اميري ميرسانديم و فكر نميكنم هيچ آهنگسازي ميتوانست دراين فرصت اين قطعات را بسازد. بعضي از قطعات او بسيار خوب بود. من حتي برخي بخشها را بيشتر از «ميوه ممنوعه» ميپسنديدم و اين به استعداد اين هنرمند برميگردد.
خواجهاميری:
آلبوم جديدم كه به تازگی وارد بازار شده نيز ترانه سريال «در مسير زايندهرود» را در خود جای داده كه اين ادای احترام و نوعی قدردانی به فتحی برای اين پروژه و مجموعه «ميوه ممنوعه» بود
در بخش ديگری از اين نشست، احسان خواجهاميری با اشاره به زمانبندی كار برای ساخت موسيقی در اين مجموعه اظهار كرد: متأسفانه زمان كافی برای ساخت موسيقی در اين مجموعه وجود نداشت و به طور مثال سكانسی بود كه ساعت 4 بعدازظهر به دست من میرسيد و بايد همان شب روی آنتن میرفت و اين فرصت كمی بود تا برای آن سكانس قطعه موسيقی نواخته شود.
خواجهاميری عنوان كرد: قطعا اگر چند روز بيشتر وقت داشتم كار خيلی بهتر از اين میشد. اما با تمام اين تفاسير مهمترين دليل من برای همكاری با مجموعه وجود حسن فتحی و كار كردن در كنار ايشان بود.
وی در ادامه افزود: آلبوم جديدم كه به تازگی وارد بازار شده نيز ترانه سريال «در مسير زايندهرود» را در خود جای داده كه اين ادای احترام و نوعی قدردانی به فتحی برای اين پروژه و مجموعه «ميوه ممنوعه» بود.
خواجهاميري و نپذيرفتن كارهاي مناسبتي
احسان خواجه اميري در نشست امروز در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه آيا شتابزدگي در ساخت موسيقي نيز وجود داشت؟ گفت: اين اتفاق براي من هم افتاد؛ در اين سريال گاه براي سكانسي كه قرار بود همان روز پخش شود، بايد موسيقي توليد ميكرديم. در هيچ جاي دنيا شاهد نيستيم كه ساعت 5 عصر به آهنگساز اعلام كنند كه براي همان قسمتي كه قرار است شب پخش شود، دو دقيقه كليپ بسازد.
وي ادامه داد: اگر سه تا چهار روز بيشتر فرصت داشتم و ميتوانستم موسيقي را با فتحي چك كنم، كار بهتر ميشد.
خواجه اميري مهمترين عامل حضورش در سريال «در مسير زايندهرود» را حسن فتحي دانست و گفت: اميدوار بودم در اين كار بتوانم از تجربيات ايشان استفاده كنم، اما تنها زماني كه ميتوانستم ايشان را ببينيم بعد از پخش بود. اميدوارم شرايطي پيش نيايد كه بازهم مجبور شوم كارهايي اينچنين را بپذيرم.
وي در پاسخ به پرسش ديگر ايسنا درباره گنجاندن ترانه «خلاصم كن» در آلبوم جديدش، گفت: از آنجا كه سر «ميوه ممنوعه» فرصت نداشتم از عفيفه و فتحي قدرداني كنم، ميخواستم اين ترانه را در آلبوم جديدم بگذارم و حتي ميخواستم آلبوم جديدم را به آقاي فتحي تقديم كنم.
تعدادی عکس جدید از این نشست:
.:: گفتگوی احسان خواجه امیری با سایت موسیقی ما:
از اینکه به کمکاری محکوم شوم، به هم میریزم!
آلبومها را گوش نمیدهیم تا از آنها لذت ببریم
در چهار، پنج روز گذشته بازتابها درباره «یه خاطره از فردا» چطور بوده؟
از نظر آماری، نظرات خیلی زیادی داده شده اما آنچه برایم فوقالعاده عجیب است، تفاوت نظرهاست. اصلاً فکر نمیکردم روزی آلبومی داشته باشم که این همه «صفر» و «صد» درباره آن نظر بدهند.
قطعاً آنهایی که از آلبوم متنفر هستند آن را «صفر» میدانند و آنهایی که دوستاش دارند به آن لطف زیادی دارند و حمایتشان باعث خوشحالی است.
بیشتر از آن که ناراحت باشم، دچار تعجب هستم.
متأسفانه جامعه ما یکی، دو سالی است نسبت به آلبومهای پاپ «گارد» میگیرد و پیش داوری میکند. آن هم پیش داوریهای کاملاً منفی. متأسفانه ما آلبومها را گوش میدهیم تا از آنها بدمان بیاید، نه اینکه آنها را بشنویم و لذت ببریم. نمیدانم این اتفاق تا چه زمانی ادامه پیدا خواهد کرد اما من شخصاً امیدوارم این فضای عجیب هرچه سریعتر از بین برود چون در غیر این صورت انگیزهها پایین میآید، هم برای بچههای هنرمند و هم برای مخاطبان.
در این وضعیت، فکر میکنم بیشتر از هر چیزی به زمان احتیاج داشته باشیم. امیدوارم فضایی که گفتم برای تمام آلبومها از بین برود.
من تمام تلاشم را در این آلبوم به خرج دادهام و سر سوزنی کوتاهی نکردهام. به همین دلیل وقتی از طرف بعضیها به کم کاری محکوم میشوم، از صمیم قلب ناراحت میشوم. متأسفانه این روزها در جامعه موسیقی ما، انتقادهای تند به کار راحتی تبدیل شده و آسانتر از آن خیلی راحت یکدیگر را تخریب میکنیم. من در همین چند روزه انتقادهای سازنده را هم شنیدهام و خواندهام و مطمئن هستم این انتقادها به آیندهام کمک میکند.
از اینکه به کمکاری محکوم شوم، به هم میریزم. برای هیچکدام از آلبومهای قبلیام به اندازه «یه خاطره از فردا» وقت و انرژی نگذاشتم. یکماهونیم در کانادا، روی آلبوم زحمت کشیدم و بچههای گروه شاهدند که در تمام کنسرتهای شهرستان، لپ تابم همراه من بود و به طور مرتب روی پروژهها کار میکردم. برای من به عنوان خواننده چه چیزی میتواند مهمتر از کیفیت آلبوم جدیدم مطرح باشد؟ یکی دیگر از انتقادهایی که در جامعه هنری ایران به یک اپیدمی تبدیل شده این است که وقتی اثر تازهای را با اثر قبلی یک خواننده، بازیگر و یا کارگردان مقایسه میکنند، خیلی سریع از او انتقاد میکنند که او خودش را «تکرار» کرده است. واقعاً نمیدانم برای تکراری نشدن چه کار باید کرد تا این انتقاد مطرح نشود. من احسان خواجهامیری هستم و در کارم نقاط قوت و ضعف دارم. آیا استفاده کردن از نقاط قوت و نرفتن به سراغ فضاهایی که در آن دچار ضعف هستم، باید باعث شود که به «تکرار» محکوم شوم؟ به هر حال به عنوان خوانندهای که چند اثر در کارنامهاش دارد، صاحب پیشینهای هستم و مسیری برای خودم طراحی کردهام که نمیتوانم نسبت به آن بیتفاوت باشم.
بله، در این آلبوم وظیفه داشتم ویژگیهای اصلی آثارم را حفظ کنم. من نمیتوانستم صدایم را تغییر بدهم و ناگهان استایل شناخته شدهام را به هم بزنم. صدای من همین است که در این چند ساله شنیده اید. در انتخاب ترانه هم فرمول خودم را داشتهام و هزاران نفر با من موافق بودهاند. پس ترجیح میدهم «خودم» باقی بمانم نه اینکه فرد دیگری باشم. این، اسمش تکرار کردن نیست. من در این آلبوم خودم را تکرار نکردهام. در انتخاب ریتم کارها متنوع عمل کردهام. در این آلبوم تلاش کردهام ادبیات ترانههایم را هم به زبان مردم بیشتر نزدیک کنم. ضمن آن که در انتخاب عکس برای پوستر و اینسرت «یه خاطره از فردا» هم متفاوت عمل کردم. پوستر تمام آلبومهای قبلی من جور دیگری بود. معمولاً با کت و شلوار و به صورت رسمی عکس میگرفتم اما این بار ترجیح دادم برای عکاسی از لباس اسپورت استفاده کنم و به جای آتلیه در خیابان از من عکس گرفته شود. فکر میکنم این تفاوت نشان میداد که میخواهم فاصلهام با مردم کمتر شود. حتی در طرح اولیه دوست داشتم میان مردم و ماشینها عکس بگیرم تا این فاصله باز هم کمتر شود. اما حالا میبینم که بعضی از دوستان از پوستر و اینسرت آلبوم هم به شدت انتقاد میکنند.
من برای برتری «سلام آخر» نسبت به آلبومهای جدیدم (فصل تازه و یه خاطره از فردا) هرچقدر فکر میکنم نمیتوانم دلیل فنی پیدا کنم. به نظر من در آلبوم «یه خاطره از فردا» همه چیز نسبت به آلبوم «سلام آخر» حرفهایتر است. وقتی میگویم همه چیز، منظورم واقعاً همه چیز است! در آلبوم جدید نسبت به «سلام آخر» بسیار حرفهایتر خواندهام چون تمرین و تجربهام در این سالها خیلی بیشتر شده است. تا قبل از «سلام آخر» هرگز رفتن روی صحنههای بزرگ را تجربه نکرده بودم. اولین بار، پس از انتشار «سلام آخر» بود که حضور روی یک صحنه بزرگ را تجربه کردم. از نظر تنظیم و صدابرداری هم در «یه خاطره از فردا» پیشرفت قابل توجهی داشته ایم. با ترانههای آلبوم جدید هم خیلی مأنوستر بودهام. شاید علت اینکه «سلام آخر» برای مردم یک آلبوم ویژه محسوب میشود، این باشد که با آن خاطرههای خوبی داشتهاند. طوری وانمود میشود که انگار احسان خواجهامیری چه برای آلبوم و چه برای تیتراژ در سال 86 به نقطه آخر رسیده و نمیتواند آلبومی بهتر از «سلام آخر» و تیتراژی بهتر از «میوه ممنوعه» داشته باشد. من لطفی که نسبت به «سلام آخر» و «میوه ممنوعه» شد را هرگز فراموش نمیکنم اما چقدر خوب است که گروهی از مخاطبان روی «سلام آخر» و «میوه ممنوعه» تا این اندازه تعصب نداشته باشند! به نظر من هم ترانهای که برای تیتراژ «در مسیر زاینده رود» خواندم و هم آهنگسازی متن این سریال نسبت به کاری که در «میوه ممنوعه» انجام دادم، بهتر و حرفهایتر بود. البته من به تمام نظرات احترام میگذارم. در خلق یک کار هنری، همه عوامل دست به دست هم میدهند تا اثری را با رعایت استانداردها بسازند که در نهایت قرار است روی ناخودآگاه مخاطب تأثیر بگذارد اما حرف من این است که کاش مخاطب زمینهای را برای وارد شدن حس و حال یک اثر تازه به ناخودآگاه خودش فراهم کند.
بیشتر از یک سال.
«خودت خواستی» که همراه با ساخت ملودی توسط من، علی بحرینی سرودن ترانه را انجام داد.
«نمی دونم» که فکر میکنم موفقترین قطعه این آلبوم باشد، آخرین قطعه بود.
چهار، پنج قطعه را حذف کردم.
قطعاًت نمیدونم، خودت خواستی، اعتراف، مسری، خلاصم کن و دنیا را بیشتر دوست دارم.
من این انتقاد را کاملاً قبول دارم. اگر از این جور انتقادها بشنوم، قطعاً از آنها استقبال خواهم کرد و اتفاقاً خودم را هم مقصر میدانم چون من تصمیمگیرنده آلبوم بودهام. کاملاً قبول دارم که خصوصاً در انتخاب موسیقی برای آلبوم تنوع زیادی به خرج دادهام که در نهایت به یکدستی آلبوم لطمه زده است. قبول دارم که بالا رفتن تعداد همکارانم این آلبوم را از یکدستی خارج کرده است. ساختار تنظیمها با یکدیگر کاملاً متفاوت است. این مسئله برای من یک تجربه بزرگ به ارمغان آورد و قطعاً در آلبوم بعدی آن را اصلاح میکنم. در اولین حرکت، تصمیم دارم برای آلبوم بعدی فقط دو تنظیمکننده حضور داشته باشند تا کارها یکدستتر باشد. حتی تعداد ترانه سرایان را هم پایین میآورم.
من این مسئله را تجربه کردهام اما به آن ایمان کامل ندارم و نمیتوانم آن را جزو فرمولهای کاریام بدانم. همه آنهایی که مرا میشناسند، میدانند که فوقالعاده وسواسی هستم. «یه خاطره از فردا» را با وسواس کامل تولید کردم. در این آلبوم هیچ ترانهای وجود ندارد که قبل از فهمیدن آن، اجرایش کرده باشم. من برای این آلبوم تفکر داشتم و فکر میکنم اگر کاری با تفکر تولید شود، زود یا دیر از مخاطب جواب خواهد گرفت.
آلبوم «رگ خواب» محسن یگانه را بارها گوش دادهام و به او به خاطر آلبوم یکدست و گیرایش تبریک میگویم.
من اعتقاد دارم آلبومهای خوبی در راه هستند و رقابت خوبی شکل خواهد گرفت البته امیدوارم مردم با این ذهنیت که آلبوم جدید یک خوانده را با آثار قبلیاش مقایسه کنند و او را به تکرار و در جا زدن محکوم کنند، به سراغ کارها نروند. چون بدون تردید همه ما، کارهایی که قبلاً شنیدهایم را بیشتر از آثاری که الان میشنویم، دوست داریم. ضمناً پیشبینی میکنم چند خواننده خوب هم تا چند ماه آینده به موسیقی پاپ معرفی شوند.
شهاب رمضان که تنظیم قطعاًتش توسط سیروان انجام شده خواننده فوقالعاده خوبی است. به نظر من آلبوم او بسیار شنیده خواهد شد.
من از نتیجه «نمیدونم» بسیار راضی هستم و به تواناییهای سیروان همیشه اعتقاد داشتهام. بسیار علاقمندم تا در آلبوم بعدی حداقل نیمی از تنظیمها را سیروان انجام بدهد. امیدوارم او هم به همکاری دوباره و بیشتر با من علاقمند باشد.
امیدوارم از 28 مهر بتوانم به مدت چند شب در تالار کشور کنسرت داشته باشم.
مطمئن باشید در کنسرت جدیدم همه چیز جدید خواهد بود. سعی میکنم فضای کنسرت جدید به نسل جوان نزدیکتر باشد.
متن آهنگ های آلبوم «یه خاطره از فردا» احسان خواجه امیری
نمی دونم ( كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۸ )
از این زنــدگی ِ خالی
منو ببــر به اون سالی…
که تــو اسممو پرسیدی …
به روزی که منـــو دیدی
به پله های خاموشی
که با مــن رو به رو میشی
يه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منـو بـبر به دنیامو
به اون دستا که میخـوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیــدونـم…
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه…..
به اون ترانه ی شــادی
که تو یاد ِ من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفســگـیـره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع….
منو ببر به دنیامو
به اون دستا که میخوام و…
به اون شبا که خندونم ..
که تقدیرو نمیدونــــم…
از این دوری ِ طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تــو اونجایی
زیر ِ بارون ِ تنهایی
منو ببر به اون حالت ..
همون حرفا….
همون ساعت
به اندوه غروبي كه
به دلشوره خوبي كه
به کاغذ توی مشتی که….. (حذف شده)
به چشمای درشتی که …. (حذف شده)
تو چشمام خیره می موني
به من چیزی بفهموني
منو ببر به دنیامو
به اون دستـا که میخوام و…
به اون شبها که خندونم
که تقدیرو نـمیدونــــم…
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمیـدونــــم…
نمیدونـم
نمی دونم ….
دارم میام پیشت (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۴۸ )
دارم میام پیشت جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تو رو داره
جاده چه همواره هوا چقدر صافه
شب داره موهای سیاهشو می بافه
فقط تو میفهمی امشب چه خوشحالم
از این خوشی لبریز رویایی حالم
امشب تو هم مثله خودم چه بی تابی
از شوق این دیدار اصلن نمی خوابی
از اين ور جاده تا اونور جاده
میام آخه چشمات وعده بهم داده
میام که باز دستات رفیق دستام شه
دوباره تو عمق نگاه تو جا شه
خودت خواستی (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۶ )
خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی
خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستي نميشه كاريم كرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبود و
به این بازی دلم راضی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تو نستي ولی من نتونستم
برات بودن من کافی نبود و
حقیقت این که می بافی نبود و
دارم دق می کنم از درد دوریت
میخوام مثل تو شم اما چه جوری
اعتراف (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۲ )
دو سه روزه که مات و بی اراده ام
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیر هواشم
منو نسبت به تو مسئوول کرده
از اون رابطه معمولی ما
چه عشقی سر گرفت تو روزگارم
دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمی بینی دارم جون میدم این جا
نمی دونی به تو محتاجم این جا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه می شم کم کم اینجا
میخوام مثه قدیما مثه سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
نمی بینی دارم جون میدم این جا
نمی دونی به تو محتاجم این جا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه می شم کم کم اینجا
خواب وبیداری (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۵ )
تو رو دیدم نفسم بند اومد
دل من یک دفه یه حالی شد
نمی دونم که هوا سنگین بود
یا زمین زیر پاهام خالی شد
من به چشمای خودم شک کردم
این همه مي شه مگه زیبایی
مثه تو وقتی تو خوابها نیست
نمیشه حتی بگم رویایی
نمیشه حتی بگم رویایی
به خودم اومدم و حس کردم
تو بهشتم اما این دنیا بود
تو زمان گم شدم و هر لحظه
مثه یه خاطره از فردا بود
من هنوزم به چشمام شک دارم
تو هنوزم با منی اینجایی
اگه بیداریه من دیوونه ام
اگرم خوابه که تو رویایی
بی کسی (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۴۷ )
دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
دل من مونده رو دستم
دلی که همه ی دار و نداره آدمه
کاش یکی از ته دل به من بگه
عاشق این دل صاف و سادمه
دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
آخه من چیزه زیادی نمی خام
یه نوازش یه نگاهه مهربون
یکی که خودش باشه تا بتونیم
واسه همدیگه بمونیم هر دومون
دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
کاش عاشقت نبودم (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۴ )
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو
بد بودم و بدتر شدم میرم با پاهای خودم
میرم نمیدونم کجا آخ کم آوردم به خدا
دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرهم کم نشد
من موندم و تنهایام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت اشتباه
..
هر روز عاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم
ساختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
..
دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم
من موندمو تنهایام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت اشتباه
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو
مسری (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۷ )
چقدر خوبه که تو هستی چقدر خوبه تو رو دارم
چقدر خوبه که از چشمات میتونم شعر بردارم
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره
شاید این واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره
واست زوده بفهمی من چرا اواره ی دردم؟
واسم دیرم از این خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی
واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی؟
لالالا لالالا لالالا
نه اين كه بی تو ممکن نیست نه اینکه بی تو میمیرم
به قدری مسری حالت که دارم عشق میگیرم
همه دلشورم از اینه که عشق اندازه ی حاله
تو جوری عاشقی کن که نفهمم عشق با توهِ
واست زوده بفهمی من چرا اواره ی دردم؟
واسم دیرم از این خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی
واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی؟
لالالا …
دنیا (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۰ )
دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بیرون بریم چرا تو دنیا واستیم؟
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
اونجا که ماه می خنده بی فروغ نیست
اون جايي که بی منت زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه
دنیا حساب کتاب داره نخواستیم
سوال بی جواب داره نخواستیم
این همه پیچ و تاب داره نخواستیم
دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بیرون بریم چرا تو دنیا واستیم؟
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
اونجا که ماه می خنده بی فروغ نیست
اونجایی که بی منت زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه
بهت میگن سر به هوا کجایی
از اینوری یا اهل اونورایی
سر به هوا بودن تو دنیا بد نیست
چشمهای ما دروغ دیدن بلد نیست
میگن که دنیارو قفس کشیدی
بهت میگن ترسیدی پس کشیدی
بزار بگن ما اهل دنیا نیستیم
ما همه پرتیم و تو اینجا نیستیم
دنیا ما رو نخواست ما هم نخواستیم
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیست
اونجایی که بی منت زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه
اتفاق (كد ايرانسل: ۳۳۱۱۶۵۱ )
اتفاق افتاد دست من نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم
ساده تر از اونی که فکر می کنی
بی دلیل و بی هوا عاشق شدم
قلب من یک عمر با من بوده و
تازه فهمیدم کجاس کارش چیه
تازه فهمیدم همه افسانه ها
شعرها معجزه ها کاره کیه
من نمي دونم چرا حس می کنم
این روزا احوال من بهتر شده
فرق کرده خنده هامو گریه هام
عکس من تو آیینه واضح تر شده
اتفاق افتاد دست من نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم
ساده تر از اونی که فکر می کنی
بی دلیل و بی هوا عاشق شدم
خلاصم کن
غروبم مرگ رو دوشم طلوعم کن تو میتونی
تمومم سایه می پوشم شروعم کن تو میتونی
شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا
منو با چشمای بازت ببر تا مشرق رویا
دلم با هرتپش با هر شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
چه راه هايي که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقایی که گاهی هست و گاهی نیست
تو خوب سوختن رو میشناسی سکوتو از اونم بهتر
من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر
میخوام مثل همون روزا که بارون بود و ابری شم
دوباره تو حریر تو مثل چشمات ابری شم